برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی
میگویند بیمار به کما رفته
ولی سرباز که باشی میفهمی که "کُما زده" یعنی چی
وقتی از هر آنچه که دوستش دارد،به اجبار جدایش می کنند،کما میزند
پس باید چیزی برای دوست داشتن داشته باشی تا از آن جدایت کنند و کما بزنی
حالتی ست نزدیک به آنچه بیماران تجربه می کنند،با این تفاوت که خودت میفهمی و بیشتر در آن غرق می شوی.
کما زده ام.
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی
من ماندم و دو هفته نماز قضا شده
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی
بعضی وقت ها آدم باید بره،حتی اگه به قیمت خراب کردن ذهنیتی باشه که ازش به خوبی در ذهن دیگری نقش بسته.
وقتی که احساس میکنیم بودنمون کسی را از خوبی هایی که در انتظارش هست،محروم میکنه.
به نظرم این کار کم ترین مفهوم دوست داشتنه.
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی
به شدت پریشانم،الان میفهمم کسی که میگه قلبم داره از دهنم در میاد،یعنی چی.
اینکه آدم بخواد سکوت کنه و یه سری چیزایی که واقعیت نداره را تکذیب نکنه و اتهامات را به جون بخره،خیلی سخته.
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی
تو آمدی،زمانی که انتظارت را میکشیدم
و ماندی،زمانی که بودنت را طلب میکردم
و گفتی آنچه را که تشنه شنیدنش بودم
تو هستی،هر آنچه که من میخواستم
و نگاهم کردی،آن چنان که در خواب هم نمیدیدم
و شنیدی آنچه را که هیچ دلی محرمش نبود.
گره خورده خنده ام به خنده ات،امیدم به خنده ات،غرورم به خنده ات،بخند که این مرد احساس غرور کند،از بودنت در کنارش.
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی